واکاوی ادراک اعضای هیئت‌علمی از فرایند یاددهی-یادگیری در محیط الکترونیکی در پاندمی کوئید 19: موردمطالعه دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
کد مقاله : 1069-NEXT
نویسندگان:
الهه حجازی موغاری *1، فاطمه نارنجی ثانی2، سمانه حجازی3
1دانشیار گروه روان شناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران
3دانشگاه تهران
چکیده مقاله:
چکیده:
هدف از پژوهش حاضر واکاوی ادراک اعضای هیئت‌علمی از فرایند یاددهی-یادگیری در پاندمی کوئید-19 بود. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بود. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته‌ای با ضریب آلفای 90/که در 13 گویه (11 گویه کمی و 2 گویه کیفی به شکل سؤال باز) طراحی شد. با توجه به آنکه شیوه نمونه‌گیری اعضای هیئت‌علمی از نوع سرشماری کامل بوده است. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در بخش کمی از آزمون t و در بخش کیفی از تحلیل محتوی از نوع قراردادی استفاده شد. یافته‌های بخش کمی نشان داد از دیدگاه ایشان؛گویه های استقبال دانشجویان از سامانه یادگیری الکترونیکی دانشگاه، استقبال دانشجویان از سایر ابزارهای برگزاری جلسات الکترونیکی، تحقق پیامدهای یادگیری و میزان آشنایی اعضای هیئت‌علمی با سامانه یادگیری الکترونیکی دانشگاه به‌طور معناداری بالاتر از میانگین نظری است. چالش‌های نظام یاددهی-یادگیری الکترونیکی از دیدگاه آن‌ها، شامل 8 دسته چالش‌های مرتبط با دانشجو، چالش‌های مرتبط با اعضای هیئت‌علمی ، چالش‌های مرتبط باکلاس درس، چالش‌های مرتبط با محتوا، چالش‌های مرتبط با تعامل، چالش‌های مرتبط با سامانه ایلرن، چالش‌های زیرساختی، چالش‌های سخت‌افزاری بود.
کلیدواژه: یادگیری الکترونیکی، تجربه زیسته اعضای هیئت‌علمی، نظام یاددهی-یادگیری الکترونیکی

مقدمه
طی دو سال اخیر همه‌گیری ویروس کرونا تأثیر قابل‌توجهی بر آموزش داشته است اما در این میان برخی کشورها آموزش را متوقف نکرده و تحت تأثیر انقلاب صنعتی چهارم از یک‌سو و استفاده از فناوری‌های نوین در فرایند یاددهی-یادگیری از سوی دیگر، رویکرد نوینی از یادگیری را تحت عنوان یادگیری الکترونیکی به کار گرفتند (بازرگان، 1399) و بدین ترتیب یادگیری الکترونیکی به عنصر اجباری کلیه مؤسسات آموزشی مانند مدارس و دانشگاه‌ها در سراسر جهان تبدیل شد (رادا و همکاران، 2020). در یک تعریف جامع یادگیری الکترونیکی، به شیوه ای از یادگیری اطلاق می شود که در آن یادگیرنده به‌منظور کسب دانش و ساخت معانی فردی، رشد تجارب یادگیری، دستیابی به محتوای یادگیری، برقرار کردن تعامل با محتوا، مربی و یادگیرندگان دیگر و برای کسب حمایت و پشتیبانی در خلال فرایند یادگیری، از اینترنت بهره می‌گیرد (عالی و همکاران، 2020). اگرچه یادگیری الکترونیکی دارای مزایایی نظیر؛ سازگاری با انواع مختلف یادگیری تعاملی؛ ماندگاری بالای مواد و محتوای آموزشی در بین دانش‌آموختگان؛ کاهش زمان و هزینه رفت‌وآمد برای دانشجویان؛ امکان دسترسی فراگیر به منابع آموزشی به‌صورت 7/24؛ فراهم‌سازی امکان شرکت فراگیران در دوره‌های درسی در بهترین دانشگاه‌ها در سطح جهان؛ توجه به تفاوت‌های فردی فراگیران و ... است (حجازی، 1398) اما با محدودیت‌ها و چالش‌های نیز مواجه است. به‌طور مثال برخی از صاحبنظران اظهار می دارند که این شیوه، دانش محض را منتقل می‌کند و سبب کاهش تأثیر تربیتی می شود(هافر و همکاران،2021)؛ فقدان کلاس حضوری ممکن است برای فراگیران موجب انزوای اجتماعی شود (سریواستاوا، 2019)؛ امکان مشارکت اشخاص دیگر به‌جای فرد یادگیرنده و میزان افزایش میزان تقلب را چند برابر می کند (گادینو پارادس و همکاران، 2021)، سبب کاهش ارتباط فراگیران با آموزش‌دهندگان خود در محیط‌های یادگیری ناهم‌زمان می شود (تورنبال و همکاران،2021) و چالشهایی نظیر،فقدان مهارت‌های مورد برای تدریس در این بستر و انطباق ناکافی با آن (امسیلیمو ،2020) و عدم اطمینان از میزان یادگیری فراگیران (پورتوگوز و کومز ،2020) نیز ایجاد می کند؛ اما علی‌رغم مزایا و معایب یادگیری الکترونیکی، پاندمی ویروس کرونا مدرسان را مجبور کرد به تدریس به شیوه حضوری و رودرو پایان داده و به تدریس در بستر الکترونیکی روی‌آورند. پایان تدریس به شیوه حضوری، در پاسخ به همه‌گیری کوئید -19، در معلمان احساس تفاوت بین آموزش آنلاین و سایر شیوه‌های تدریس را ایجاد کرد. درواقع آن‌ها دریافتند که فرایند یاددهی-یادگیری در بستر الکترونیکی شامل مجموعه‌ای متنوع از ابزارها، منابع، رویکردهای آموزشی، نقش‌ها، ترتیبات سازمانی و اشکال تعامل، نظارت و پشتیبانی است که با محیط حضوری کاملا متفاوت است و مرزهای مادی، دیجیتالی و انسانی را محو کرده است(فاونز ،2019). لذا نقش مدرس و نحوه طراحی آموزشی مختص این محیط از اهمیت دوچندانی برخوردار است. به عبارتی معلم در این محیط به‌عنوان یک سازنده و بازیگر عمل می‌کند. ازیک‌طرف به یادگیرنده در ساختن دانش خود کمک می‌کند و از سوی دیگر، آن‌ها باید طرح درس خود را به شیوه‌ای متفاوت طراحی و اجرا کنند و بتوانند بین نقش‌های جدید خود (نگهبان، رهبر ارکستر، موزه‌دار، تسهیل‌کننده و…) به‌طور مناسب تعادل ایجاد کنند. به عبارتی درحالی‌که محیط‌های آموزشی هنوز درگیر چالش‌های تحول و تبدیل دیجیتال و یافتن راه‌های بهینه برای سازگاری بودند، در شرایط اضطراری کوئید-19، تقریباً یک‌شبه از معلمان خواسته‌شده است که با استفاده از ابزارهایی که تعداد کمی از آن‌ها به‌طور مسلط تسلط دارند، هم طراح و هم معلم شوند و این موضوع سبب ایجاد اضطراب، نگرانی، مقاومت و… در برخی از آنان گردید که نه‌تنها عملکرد آنان بلکه بر میزان تحقق پیامدهای یادگیری یادگیرندگان نیز اثرگذار بود. به عبارتی چالش‌های موجود در این محیط بستری را فراهم کرده بود که افراد و به‌ویژه معلمان در این محیط احساس انزوا کرده و تعاملات نامناسب، نگرش منفی نسبت به یادگیری الکترونیکی و از همه مهم‌تر ضعف در دانش فناوری اطلاعات و رویکردهای یادگیری الکترونیکی سبب ایجاد ناامیدی و اضطراب در دو گروه مدرسان و فراگیران شده بود (اختر، 2021). در کشور ما نیز نهادهای آموزش عالی با مسائل و مشکلاتی مواجه هستند که نمود آن‌ها در قالب شکایات اعضای هیئت‌علمی به معاونین آموزشی و روسای دانشکده‌ها و طرح در نهادهای عالی‌تر مطرح‌شده و همچنین بررسی نتایج ارزشیابی دانشجویان از اعضای هیئت‌علمی، حضور و مشارکت اندک در بستر الکترونیکی، اکثر دانشگاه‌های طراز اول کشور را بر آن داشت که پس از سپری شدن یک نیم سال به این شیوه به این امر روی آوردند که وضعیت موجود نظام یاددهی-یادگیری در محیط الکترونیکی را از دیدگاه مهم‌ترین ذی‌نفعانشان موردبررسی قرار دهند (دلاور و شکوهی امیرآبادی، 1399؛ اسکندری و محمدی، 1399؛ ربانی خواه و همکاران، 1399؛ عینی و همکاران، 1399؛ عین خواه و صالحی عمران، 1400؛ دانشپور و همکاران، 2021) تا در صورت استمرار این شیوه از یادگیری بتوانند برنامه بهبود مناسب برای آن تهیه نمایند. دراین‌بین دانشگاه تهران به‌عنوان نماد علمی کشور از این امر مستثنا نبود؛ بنابراین بر اساس مهم‌ترین چالش‌ها و دغدغه‌هایی که از سوی اعضای هیئت‌علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی به دانشگاه منتقل‌شده بود تحقیق حاضر شکل گرفت تا با واکاوی ادراک آنان در وضعیت موجود بتواند نیازهای موردنیاز را شناسایی کرده و محیط یادگیری را برای آن‌ها به یک محیط لذت‌بخش تبدیل نماید و در دانشجویان نیز اشتیاق برای یادگیری ایجاد نماید؛ بنابراین هدف تحقیق حاضر واکاوی ادراک اعضای هیئت‌علمی از فرایند یاددهی-یادگیری در پاندمی کوئید-19 می‌باشد.

روش شناسی تحقیق
پژوهش حاضر باهدف واکاوی ادراک اعضای هیئت‌علمی از فرایند یاددهی-یادگیری الکترونیکی در پاندمی کوئید-19 انجام شده است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده‌ها ترکیبی از نوع درهم‌تنیده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بود. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته‌ای بود که بر اساس مهم‌ترین چالش‌ها و دغدغه‌هایی که از سوی هیئت‌علمی به معاونت آموزشی دانشکده و دانشگاه انتقال داده‌شده بود از یک‌سو و نظر مدیران ارشد و سیاست‌گذاران دانشگاه از سوی دیگر در 13 گویه (11 گویه کمی و 2 گویه کیفی به شکل سؤال باز) طراحی شد. شیوه نمونه‌گیری اعضای هیئت‌علمی از نوع سرشماری بوده است. بر این اساس از 51 پرسشنامه توزیع‌شده 21 پرسشنامه تکمیل‌شده بازگشت. به‌منظور تبیین پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ (90%) استفاده شد و جهت بررسی روایی، از روایی محتوا استفاده شد به نحوی که دیدگاه صاحب‌نظران و اعضای هیئت‌علمی دانشگاه تهران در خصوص این پرسشنامه اتخاذ گردید. به جهت تجزیه‌وتحلیل سؤالات کمی از آزمون تی تک متغیره و در جهت تحلیل دو سؤال کیفی، از تحلیل محتوی از نوع قراردادی استفاده شد.
تحلیل یافته‌های پژوهش
یافته‌های حاصل از پژوهش بر اساس سؤالات مطرح‌شده بررسی و نتایج در چارچوب این سؤالات بیان‌شده‌اند. پیش از بررسی سؤالات اصلی، نتایج توصیفی پژوهش ارائه‌شده است. نتایج به‌دست‌آمده از آمار جمعیت شناختی اعضای هیئت‌علمی در خصوص مرتبه علمی نشان می‌دهد که (3/14 درصد) اعضای هیئت‌علمی ، (9/42 درصد) اعضای هیئت‌علمی یار و (9/42 درصد) دانشیاری بوده‌اند. نتایج به‌دست‌آمده از آمار جمعیت شناختی پاسخگویان در خصوص سابقه کار در دانشگاه نشان می‌دهد که (80/23 درصد) دارای سابقه کار بین 1 تا 5 سال، (80/23 درصد) 6 تا 10 سال، (52/9 درصد) 11 الی 15 سال و درنهایت (85/42 درصد) دارای سابقه کار 16 سال به بالا بوده‌اند. در خصوص تجربه قبلی تدریس در سامانه ایلرن، 15 نفر (4/71 درصد) اعلام نمودند که سابقه قبلی تدریس در سامانه ایلرن را داشته‌اند.
سؤال 1: ادراک اعضای هیئت‌علمی از فرایند یاددهی-یادگیری الکترونیکی در پاندمی کوئید-19 چگونه بوده است؟ بر اساس نتایج حاصل از جدول (1)، 9/42 درصد از اعضای هیئت‌علمی اعلام نمودند که جهت ارائه محتوای درسی همانند دوره‌های حضوری از صوت، تصویر و پاورپوینت به‌صورت هم‌زمان استفاده می‌نمایند. 6/47 درصد اعلام نمودند که جهت حضوروغیاب دانشجویان بر اساس میزان فعالیت دانشجو در مباحث برآوردی از حضور و مشارکت دانشجو داشته‌اند. 4/71 درصد اظهار کردند اهداف رفتاری و طرح درس خود را جهت استفاده دانشجویان در سامانه بارگذاری کرده‌اند.4 /71 درصد از آنها بیان نمودند که تجربه قبلی در تولید محتوای الکترونیکی را داشته‌اند و با درصد مشابه اعلام نمودند نیازمند گذران دوره‌های دانش‌افزایی در حوزه فرایند یاددهی-یادگیری الکترونیکی می‌باشند. درنهایت 9/61 درصد از مشارکت کنندگان بیان کردند در محیط کار خود از امکانات سخت‌افزاری کافی برخوردار می‌باشند.
کلیدواژه ها:
یاددهی - یادگیری
وضعیت : چکیده برای ارائه شفاهی پذیرفته شده است